حكيم ابوالقاسم فردوسى

19

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

شاپور پسر اردشير پادشاهى شاپور پسر اردشير « 1 » پنج سال و چهار ماه بود « 2 » چون شاپور به جاى اَوْدِر « 3 » خود بنشست ، بسيارى از ايرانيان از آن كار شاد گشتند و چندى نيز دژم شدند « 4 » . پس گفت : اى خردمندان نامور و اى موبدان كارآزموده و سگالشگر ، بدانيد كه هر كسى كه دروغ بگويد ، ديگر او را به نزد ما فروغى نباشد . دروغ‌آزمايى ، خردمندى نباشد و با خردمندى است كه بزرگى بر جاى خواهد ماند . هرگز فرومايگان را دوستدار خود نخواهى يافت . پس گياه هرزه در باغ مكار . كسى كه خردمند باشد ، هرگز نبايد بر كسى گواژه بزند « 5 » . بايد زبان را نگهدار بود و نبايد روان خود را زهرآگين كرد . زيرا كه مردى كه بسيار سخن مىگويد ، در پيش انجمن ، آبروى خويش را مىكاهد . ليك اگر مرد دانشمندى سخن گفت ، تو ازو بشنو زيرا كه

--> ( 1 ) - شاپور پسر اردشير نبوده و برادرزادهء او بوده است . اين تيتر با متن سازگار نيست . ( 2 ) - مدت شاهى شاپور سوم را 5 سال ، 5 سال و 50 روز و نيز همچون حكيم فردوسى 5 سال و 4 ماه ذكر كرده‌اند . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 919 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 309 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 199 مجمل التواريخ و القصص ، ص 68 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 255 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 22 . ( 3 ) - اَوْدِر به پارسى به معناى عمو است . ( 4 ) - در زمرهء اين برخى ، مىتوانسته عموى معزول او بوده باشد . ( 5 ) - گواژه زدن به پارسى به معناى مسخره كردن است .